عاشقانه ای کوتاه برایِ "ه.سپيد"
می خواستم قناریِ کوچکی
در کبوتر خانه یِ دست هایِ آجری ات باشم .
اما سکوت ،
سکوتِ تو فرمان نمی دهد
وقتی که چند هزار کاکلیِ جلد
در خطوطِ نازکِ انگشتانت
با پر
وساقه هایِ نازکِ گندم
آشيانه می سازند ...
محمد فلاح نيا
2/8/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر