۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

32

عذرخواهی ...

من بايد قبل از چاپِ کتابم، حواسم به بعضی چيز هایِ کوچک می‌بود که نبود! نمی‌خواهم كاستي‌ها را توجيه کنم اما بسیاری از اشتباهات در اثرِ كوتاهي در انجامِ وظيفه‌یِ حروف‌چين به وجود آمده است. حروف‌چينی که هزينه‌یِ حروف ‌چينی از ناشر دريافت کرده است و اسمش هم در شناسنامه‌یِ کتاب موجود است. از طرفي از آن جا که در نهايت من کتاب را برایِ چاپ تائيد کرده ام، احتمالا مقصرِ اصلی خودم هستم. اما واقعیت آن است که ارشاد آن قدر برایِ چاپِ اين کتاب دردسر درست کرد که من روز هایِ آخر، بعد از حذف شدنِ 8 شعر از مجموعه، ديگر به اين جزئيات توجه نمی کردم! فقط می خواستم کتاب چاپ شود.

اما ايرادات:

اول از همه اين‌که من هرچه‌ کسره بينِ کلمات گذاشته بودم را حروف چين‌حذف کرده است.

دوم اين که حروف‌چين خيلی‌ جاها فاصله و نيم فاصله را رعايت نکرده است.

سوم اين که در شعرِ دو تا مانده به آخر، صفحه یِ 53، دو تا غلط املايی موجود است! کلمه‌یِ "حس"، حسن نوشته شده و فعلِ "می‌کنند"، می‌کند نوشته شده. جالب اين جاست که من خودم آثار را تايپ شده تحويل داده ام و در نسخه ای که من تحويل داده ام، هيچ غلط املايی موجود نيست.

چهارم يکی دو جایِ کتاب به اشتباه به جای "..." با سه نقطه، بيش از سه نقطه گذاشته شده! اين نشانه اگر بيش از سه نقطه باشد، حکمِ نقطه چين را پيدا می کند.

در آخر، بحثِ گله كردن از ناشر به‌کلی منتفی است. اولا به اين دليل‌ که آقایِ شيری که در دفترِ نشرِ نگيما، پی گيرِ کارهایِ چاپِ اين دفتر بودند، زحماتِ بسياری کشيده اند. دوم هم اين که قبل از چاپِ کتاب نامه ای به ناشر داده ام که چاپِ کتاب را تائيد کرده ام!

بحثِ شکايت از حروف‌چين هم منتفی است! حروف‌چين در واقع يک تايپيست است که در تاريکیِ زير پله‌ای در يکی از پاساژهایِ اطرافِ خيابانِ انقلابِ تهران کار می کند و شايد ديپلم هم نداشته باشد. ادبيات در اين دنيایِ بی رحم، اگر برایِ خالقانش، نان ندارد اما يک عده از همين افراد را به اسمِ حروف چين و صحاف و ...نان می دهد. از بی دقتی‌هایِ اين تايپيست را به خاطرِ جريانِ ناسالمِ نشر در ايران که مسولش قطعا آن جوانِ تايپيست نيست می‌گذرم.

اين کتاب قرار نيست اولين و آخرين کار من باشد. به خاطرِ اين کيفيتِ نشر، به سهمِ خودم ازتک‌ تکِ کسانی که اين آثار را می خوانند، عذر خواهی می کنم. يقينا من هم دوست داشتم کارِ اولم کامل باشد که نشد. تلاش می کنم تجربياتِ اين اثر را در کار هایِ بعدی ام به کاربگیرم.

محمد فلاح نيا

7/2/88

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر