۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

28

عروسی ميانِ تارهایِ قالی ...

آيينه در آيينه

ميانِ اين همه خشت هایِ پخته

در اين کوچه‌هایِ هزار و يک شب

و زيرِ آسمانِ کوير

خواستگاری‌ام کن

آب را رج بزن تویِ تار‌وپود‌ هایِ قالی

و گره در گره

تورِ عروسی‌مان را بباف

موج در موج

و چشمه در چشمه‌یِ چشم هايت .

رواق‌هایِ کاه‌گل را

با ستاره نشان بگذار

آب پاشی‌کن ،

تا خنک شويم .

و بخند

تا مطمئن شوم که می‌آيی

با هم تا ابد برقصيم

و رویِ نقشِ سفالينه ها جاودانه شويم !

محمد فلاح نيا

18/6/86

کاشان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر