۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

22

چند عاشقانه‌یِ کوتاه ...

1.

می خواهم صدایِ نفس هایِ کسی باشم

که دوستم دارد .

صدايم کن

تا از حنجره ات بيرون بيايم

و بخارِ پشتِ شيشه هایِ يخ زده باشم .

صدايم کن ،

بخند

تا صدایِ تو باشم ...

محمد فلاح‌نيا

28/10/85

2.

به قدرِ شانه هايت مچاله می شوم

تا در تمامِ رختِ‌ خواب‌هایِ جهان

با تو جا بگيرم

در اتوبوس .

محمد فلاح‌نيا

15/11/85

3.

ميانِ اين همه خورشيد

که با صدایِ شن ها خيس می شوند ،

جایِ تو درياست .

من وضو گرفته ام ،

بگذار ببوسمت ...

محمد فلاح‌نيا

28/11/85

(جزيره‌یِ کيش)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر